موج وبلاگی دوست شهیدت کیه !؟

سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
لینک دوستان
آخرین مطالب
امکانات




مشاهده و دریافت کد
آن روزها ، و این روزها...
نویسنده : شهید آینده
دوشنبه 93/4/9
نظر
آن روزها ، و این روزها...

بسم رب الشهداء و الصدیقین

آن روزها تو و همرزمان غیورت شهید شدید تا اسلام زنده بماند

این روزها من و ما باید زنده بمانیم تا اسلام شهید نشود

آن روزها سنگر تو ، در قلب جبهه های نبرد بود

این روزها سنگر من، درس و دانشگاه و علم آموزی است برای پیشرفت وطنم

آن روزها دشمن پشت مرزها بود و گهگاه حمله میکرد

این روزها دشمن توسط رسانه هایش به حریم خانه ام وارد شده است

آن روزها سنگر تو در جبهه ها ، خاک و سنگ و پوتین و پلاک عاشقی بود

این روزها سنگر من حجاب و چادر و دینم است که تیر به قلب دشمن می زند
ادامه مطلب...
یا زهرا(س).....
نویسنده : شهید آینده
شنبه 92/11/5
نظر

http://bachehayeghalam.ir/wp-content/uploads/2012/11/moharam01.jpg
پیشونی بندها رو با وسواس زیر و رو میکرد …
پرسیدم : دنبال چی میگردی ؟
گفت : سربند یا زهرا (س)!
گفتم : یکیش رو بردار ببند دیگه ، چه فرقی داره ؟
گفت : نه ! آخه من مادر ندارم …


چادرت..........
نویسنده : شهید آینده
شنبه 92/10/21
نظر

خونریزی شدیدی داشت . . .
داخل اتاق عمل، دکتر اشاره کرد که چادرم رو در بـیارم
تا راحتتر مجــروح رو جابه جا کنم.
گوشــه ی چادرم رو گرفت و بریده بریــده گفت :
من دارم مـیرم تا تو چــادرت رو در نیاری
چـــادرم در مشتش بود که شهید شـــد . . .


دوست عزیز........
نویسنده : شهید آینده
پنج شنبه 92/10/19
نظر


برنمیگردد
نویسنده : شهید آینده
پنج شنبه 92/10/19
نظر

میرود و من
پشتش آب
نمیریزم
وقتی هوای رفتن به اسمان دارد
دریا را هم
به پایش بریزی

بر نمی گردد ....!

وقتی هوای رفتن دارد...( یادشون بخیر )


این همه بی نماز هست!
نویسنده : شهید آینده
دوشنبه 92/7/8
نظر
Namaz[WwW.Kamyab.IR]
می خواست برگرده جبهه بهش گفتم: پسرم! تو به اندازه ی سنّت خدمت کردی بذار اونایی برن جبهه که نرفته اند چیزی نگفت و ساکت یه گوشه نشست… … وقت نماز که شد ، جانمازم رو انداختم که نماز بخونم دیدم اومد و جانمازم رو جمع کرد… خواستم بهش اعتراض کنم که گفت: این همه بی نماز هست! اجازه بدید کمی هم بی نمازا ، نماز بخونند دیگه حرفی برا گفتن نداشتم خیلی زیبا ، بجا و سنجیده جواب حرف بی منطقی من رو داد.

دوست عزیز چرا اشفته ای؟؟؟؟؟؟
نویسنده : شهید آینده
یکشنبه 92/7/7
نظر

ارامش


رفیق........حواست جمع هست؟؟؟؟
نویسنده : شهید آینده
جمعه 92/7/5
نظر

شیطان
اندازه یک حبّه قند است
گاهی می افتد توی فنجانِ دلِ ما
حل می شود آرام آرام          
                                                                                                                         

بی آنکه اصلا ً ما بفهمیم
و روحمان سر می کشد آن را
آن چای شیرین را
شیطان زهرآگین ِدیرین را
آن وقت او خون می شود در خانه تن
می چرخد و می گردد و می ماند آنجا
او می شود من...


سجده دلدادگی
نویسنده : شهید آینده
جمعه 92/6/22
نظر

سجده

سجده کردی و....................

((هرچه میخواهد دل تنگت بگو))

درسته داداشی؟؟؟؟

راستی داداش محمدرضا گفتی اخرین سجده ات چقدر طول کشید؟؟؟؟

سجده های طولانی به نجوا نسشته اند تا.............
اخرین روز
اخرین نماز
اخرین سجده

مقدمه ای باشد برای پرکشیدنت به آسمان

ادامه مطلب...



.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.
یــــــــا زهــــــرا
نام: محمدرضا تورجی زاده
تولد : 23 تیر ماه 1343
فرزند: حسن
شهادت: 5 اردیبهشت 1366
محل شهادت: بانه _ منطقه عملیاتی کربلای 10
محل دفن:گلزار شهدای اصفهان
روبروی فروشگاه فرهنگی شاهد
حرف دل
روی قبرم بنویسید که خواهربودم
سالها منتظر روی برادر بودم
بنویسید گرفتار نباشم چه کنم؟
روی قبرم بنویسیدجدایی سخت است
اینهمه راه بیایم،تو نیایی سخت است
یوسفم رفته و از آمدنش بیخبرم
سالها میشود و از پیرهنش بیخبرم
نوای یار
طلا روی طلا
شهید محمدرضا تورجی زاده
وب های مرجع همکار
آرشیو ماهانه
منو اصلی
نویسندگان

Up Page
ابزار و قالب وبلاگکد پرش به بالای صفحه وب